افاضات




   Monday, October 28, 2002

٭ هو القادر
حكايت ورزش ما لبريز از شاهكار است .حسن رنگرز در حاليكه 11 هيچ جلو
است به خيال اينكه برده ؛ طر� را ول ميكند و ضربه ميشود. مسعود مصط�ي
جوكار وقتي اسمش خوانده ميشود در سالن نيست.شاهين نصيري نيا انقدر
به وزنه 170 كيلويي علاقه نشان ميدهد كه حذ� ميشود. پريسا بهزادي با
مقنعه و مانتو و شلوار و كاپشن ورزشي و غيره به مصا� دو بنده پوشان ميرود
و آخر ميشود. البته معمولا نتايج خوبي هم به دست مي آيد كه باعث ميشود
شكستها را نبينيم و دلايل (حتي در مورد پيروزيها ) را نجوييم. مدتهاست كه به
جرقه هاي �ردي عادت كرده ايم و بي خيال كار سيستماتيك شده ايم حتي
سعي هم نمي كنيم همان جرقه ها را تبديل به شعله مانا كنيم .



........................................................................................

Wednesday, September 25, 2002

٭ هو الحکيم
خب اين گلستان ايران هم ۱۵ شماره بيشتر عمر نکرد .ميشه اينطور تعبير
کرد که دادگستري به قدري کنده که بيشتر از دو ه�ته طول ميکشه که دو
زاريش بي�ته که اين روزنامه جديد کدوم وريه !
راستي روزنو هم به ياس نو تغيير نام يا�ت و شايد به زودي در بياد.
البته اين گيري که به مطبوعات داده ام بي دليل نيست آخه به نظرم مهمترين
مصداق آزادي بيانه و همه اون کسانيکه مدعي اند که با بستن مطبوعات و
خ�ه کردن مردم دارن جلوي توطئه دشمن رو ميگيرن ات�اقا خودشون دارن تو
صراط اون قدم ور ميدارن و بيشترين خدمت رو بهش ميکنن.


........................................................................................

Sunday, September 01, 2002

٭ هو الاول
سبب تاخير چيست؟ يکيش کمبود خواننده ! يکيش هم روحيه من : آخه وقتي
ميدونم که اين نوشته ها رو کسي قراره بخونه خب نميتونم مثل بعضيها هر چي بنويسم ، اين ميشه كه اصلا نمينويسم !
خب بحمدالله روزنامه «گلستان ايران» هم اومد اميدوارم بيشتر از يک ه�ته وجود داشته باشه !


........................................................................................

Tuesday, August 20, 2002

٭ هو العظيم
وقتي امريکا همينجور نيرو و سخت ا�زار جنگي داره مياره بيخ گوش ما ، خودش
هم علنا ما رو تهديد ميكنه چي كار بايد كرد ، بايد نشست نگاه كرد ؟ يا همينجور
خوشخيال بود كه اول نوبت عراقه ، هر وقت اونو زد يه �كري ميكنيم!
به نظرم چند تا راه هست : يا همينطور صم بكم ادامه بديم ، يا طر� صدام رو
بگيريم و در كنارش نبرد كنيم و يا يه تكوني بديم و با امريكا گ�تمان كنيم يعني
حر�مون رو مثل آدم بزنيم ! اصلا هم قرار نيست تسليم بشيم . حالا امريكا كه
روش حساسيت هست به كنار ، لااقل با اروپا مذاكره كنيم و جلوي �اجعه رو
بگيريم.همينطوري بگيم « ا‌ئتلا� براي صلح » که صلح ايجاد نميشه ، بايد
�عال بود و دنبالش ر�ت.
اين سياست خارجي ما هم شاهکاري است.





........................................................................................

Monday, August 12, 2002

٭ هو المتعال
روزنامه آيينه جنوب پس از ۷ شماره و روزنامه روز نو پيش از آنکه منتشر شود
توقي� ميشوند ، خبرنگاري از خاتمي مي پرسد :مردم از ما سوال مي كنند
شما كجا هستيد؟ جواب ميدهد : همينجا ! �رد ديگري مي پرسد : نظرتان در
مورد برخوردهاي اخير چيست؟ مي گويد : شب بخير !!


........................................................................................

Tuesday, August 06, 2002

٭ هو الکريم
چه حسي به شما دست خواهد داد اگر ببينيد استاد براي پايانترم يا همونFinal
شما غايب زده؟! اي بابا درسته که هيچي نخوندم و لي تا آخر وقت نشستم ،
س�يد هم ندادم كه! هيچي ديگه از استاد که خبري نيست در طول ۴-۳ ساعت
۴۰ بار به در اتاقشان مراجعه کردم ، تشري� نداشتند. آخرش ر�تم آموزش و يه
تاييديه گر�تم كه سر جلسه امتحان بوده ام بعد هم يه email زدم که استادا ما
را درياب . �کر نميکردم بخونه ولي �رداش جواب داد که نگران نباش ، برگه ات
اينجاست ! دو روز بعد ر�تم برگه رو ديدم : دريغ از ۲۵ صدم ار�اق . اگه همون
غايب رو رد ميکرد خيلي �رق نداشت!
�کر ميکنيد اگه برم ادعاي خسارت روحي رواني بکنم چيزي گيرم مياد؟


........................................................................................

Tuesday, July 30, 2002

٭ هو الحبيب
اين ملت هميشه در صحنه ،باحالترين و غير خطي ترين ملت دنياست.
يه نمونه اش اينكه وقتي اون همه اين آمريكاي جنايتخوار (جنايتكار +جهانخوار )
بهش �حش و بد و بيراه ميده و ميگه ،ككش هم نمي گزه (�وقش يذره!) ولي
وقتي لحن طر� آرومتر و مودبانه تر ميشه و ناسزا تبديل به انتقاد ،به رگ غيرتش بر ميخوره و تظاهرات راه ميندازه !
اين ميل به �حش خوردن بعضيا هم چيز جالبيست.



........................................................................................

Saturday, July 20, 2002

٭ توقيÙ� كتاب تو مملكتي كه تيراژ كتابش به زور به 3000 ميرسه كار بي منطقيه
بر �رض كه همه كتابها هم �روخته بشه و هر كتاب رو هم 10 ن�ر بخونن تازه
ميشه 30 هزار .ميگي نه اصلا 300 هزار ،كه باز هم تازه 0.5 درصد جمعيته .
جالبتر اينكه تنها اثري كه توقي� كتاب داره اينه كه كتابي كه ممكن بود رو دست
ناشر باد كنه يا حداقل �روشش چند ماه طول بكشه ، دو روزه با چند برابر قيمت
�روخته ميشه! اين بيهودگي توقي� وقتي مضاع� ميشه كه نويسنده كتاب
اكبر گنجي باشه ؛ يعني كتاب مجموعه مقالاتي باشه كه اغلبشون طي دو
سال گذشته تو روزنامه ها و مجلات مختل� چاپ شدن.
حالا اين كتاب مجمع الجزاير زندان گونه چي چي هست؟ واستون ميگم :
دو تا پيام ،يك نامه ،يك گ�تگو و ده مقاله .به اين ترتيب:
« پيام به دانشجويان..» كه قسمتيش اينجاست.و عينا اينجا.
« سلول ان�رادي» نامه به نمايندگان مجلس و درخو است ممنوع كردن سلو ل
ان�رادي كه جايي چاپ نشده ،تو اينترنت هم پيداش نكردم.
« �اجعه كودتا » متن كاملش اينجاست.
« انقلاب- زندان» توي آخرين شماره پيام امروز خدا بيامرز چاپ شده بود.
« غربيان و اصلاح طلبان» خلاصه اش اينجاست.
« روشن�كران و دادگاه هاي �رمايشي » تو شماره 13 پيام نو چاپ شده كه
انگار سايت اينترنتي نداره . �كر كنم اين ه�ته نامه رو هنوز نبسته باشن،در
اينصورت ميشه از د�ترشون اين شماره رو گر�ت .
« ديكتاتورهاي خوش نيت اصلاح طلب» 30 خرداد 80 تو نوروز چاپ شده ولي
تو آرشيو سايتشون نبود، اما خلاصه اش اينجاست.
« با سرنيزه نميشود اصلاحات كرد» خلاصه اش اينجاست.
« جمهوري خواهي و نا�رماني مدني» در ماهنامه آ�تاب ، شماره 7 چاپ شده.
« حكومت �قهي و حل مسايل اجتماعي» در شماره 9 آ�تاب چاپ شده.
« تاملاتي در باب علل و ادله مجازات» جايي چاپ نشده پيداش هم نكردم.
« آنجا كه هابرماس تروريست است و ملا عمر يوتو پيست!!» (اين تيترها هم
هي درازتر ميشن!) در روزنامه مردمسالاري 9 بهمن 80 چاپ شده كه اين
يكي هم انگار سايت نداره.
« مجمع الجزاير زندان گونه » در روزنامه ايران چاپ شد . تو اين پنج شماره:
2099 ، 2100 ، 2102 ، 2103 و 2104 .
« روشن�كر قلمرو عمومي، روشن�كر جنبش اجتماعي» در شماره هاي 25 تا
28 اس�ند 80 روزنامه صداي عدالت چاپ شده كه اين هم جزو روزنامه هاي
مستضع�ه و سايت نداره .

خب اين هم از اين كتاب ، خوندينش؟!
سايت پيك نت خلاصه چند تا از مقاله هاي كتاب رو منتشر كرده كه من چهار
تاش رو پيدا كردم و لينكش رو دادم حالا اگه شما علاوه بر اونايي كه من نوشتم
بازم چيزي ميدونيد ( چه تو پيك نت چه هر جاي ديگه ،�قط تو اينترنت باشه .)
خبرم كنيد كه ليست بالا رو كامل كنم.



٭ حق
�علا كه بيشتر بجاي نوشتن در حال خوندن بلاگها هستم.
جالبه اين بلاگ نويسي گويا كلي كاربرد داره . تو اين چند بلاگي كه ديده ام
خيلي چيزاي مت�اوتي وجود داشته : از شخصي ترين ا�كار تا آموزش عمومي
ولي اون چيزي كه به نظرم بيشتر نمود داره اينه كه بلاگ بيشتر يه د�تر براي
انديشه ها و نظراته كه همه ميتونن بخوننش.به هر حال به نظر چيز مثبتي
مياد وگرنه كه من الان در حال وبلاگ نويسي نبودم! (نيست همش دارم كار
مثبت انجام ميدم !)



........................................................................................

Tuesday, July 09, 2002

٭ حق
بالاخره بعد از كلي سر و كله زدن با بلاگر و مسنجر( با تشكر از دوستان كه
هيچكدام نه نگ�تند و كمك نمودند علي الخصوص بچه محل ) و همچـنيـن
ور ر�تن با �رانت پيج و پاسكال! تونستم كدهاي يونيكد رو كش� كنم و اين
لينكها رو �ارسي كنم. لط�ا نخنديد ديگه ؛ تازه اول ماجراست.



........................................................................................

Saturday, July 06, 2002

٭ بسم الله العزيز
منت ورا سزاست كه مرا �رصت داد كه بنويسم و تو را كه بخواني.
باشد كه از اين سوي ازهم بياموزيم و در راه تعالي زندگي گامي
به پيش نهيم . اين بلاگ را مي آغازم به اين اميد كه با نظرات تو
پيوسته طريق بهبودي بپيمايد و مكاني نيكو باشد براي حر�هاي
گ�تني. بمنه و كرمه



........................................................................................

منبرمااينجاست